هروقت تو يه جمع غير باليوودی حرف از شاهرخ شده و ازم پرسيدن که چرا اينقدر شاهرخ رو دوست دارم يا که چی اينهمه از شاهرخ حرف ميزنم٬بهشون ميگم شاهرخ بغير از بازيگر بودنش٬ يه انسان موفقه. کسيه که از صفر بدون هيچ کمک و پشتوانه ای شروع کرده٬ تلاش و پشتکار فراوان داشته و با تکيه به تواناييهاش به اوج رسيده. شاهرخ رو ميشه بعنوان يه انسان پرتلاش و موفق به بقيه شناسوند٬ نه فقط بعنوان يه سوپراستار سينما که هرچند وقت يه بار مارو با يه فيلم ۳ ساعته سرگرم ميکنه! و اين نوشته تقريبا همون چيزيه که هميشه ميخوام شاهرخ باهاش شناخته بشه : "مردی هميشه در ليگ برترينها"....
جالبه! شاهرخ خان همه ی ويژگيهای يه مرد پيروز رو داره. در تمام نظرخواهيهايی که از جوانان ميشه رتبه ی اول رو بدست مياره. بيشترين اسم جستجو شده در سايت ام اس ان هست. يک ادکلن٬ ارکيد و ساعت به نام اون ثبت شده و خونه ای داره که خودش يه نوع نشانی برای پيدا کردن بقيه آدرسها محسوب ميشه هرکسی دلش ميخواد حداقل برای يک رو هم که شده جای «شاهرخ خان» باشه!
ولی در عين حال الان شاهرخ سختترين کار در دنيا رو داره: با کوچکترين اشتباهی مورد بازخواست و انزجار مردم قرار ميگيره. سالهای منتقدين معتقد بودن شاهرخ يک نقش ثابت رو مدام در فيلمهای مختلفش تکرار ميکنه. هميشه راج يا راحوله٬ هميشه فرزند٬ عاشق يا همسر ايده آله٬ معمولا در لباسهايی مثل پليور٬ژاکت يا اورکت يا گاهی اوقات هرسه ظاهر ميشه! با کوچکترين موضوعی ميتونه به راحتی گريه کنه! قبل از اينکه بگی شاوا شاوا يا ماهی وِ ميتونه برقصه! و چه سيمران باشه٬ چه آنجلی يا ننا٬ درآخرين لحظه معشوقه شو نجات ميده! .... و حالا که بالاخره جرات کرده و نقش دو ساران پرعيب و ايراد رو بازی کرده که هيچ علاقه ای به خانواده ش نداره٬ همسرشو ترک ميکنه و حتی با همسر يه مرد ديگه ميخوابه٬ بازهم محکومش ميکنن که اين چه نقشی بود بازی کردی! واکنش شديدی که عليه نقش او در فيلم کارن جوهر٬کبهی الوداع ناکهنا٬ بوجود اومده بينظير و کم سابقه ست. «اول بهم ميگن که چرا يه نقش ثابت رو تو همه ی فيلمهام بازی ميکنم٬ و حاال که سعی کردم يه نقش متفاوت بازی کنم ازش خوششون نيومده! در نهايت اين فقط يه فيلمه٬ حداقل من اينجوری ميبينم. اگه مردم از اين خوششون نيومده٬ هميشه فيلم بعدی هست....»

اين روزا روزهای شلوغ و پرکاری برای کينگ خان هست: مصاحبه های پشت سر هم٬ کنفرانس تبليغاتی برای تگ هيووِر٬ فيلمبرداری تبليغ برای بيسکويت٬ شرکت در ميزگرد مهم تلويزيونی درمورد خيانت در ازدواج٬ شرکت در مراسم پخش موسيقی فيلم بعديش٬دون٬ملاقاتهای معمولی و خواندن فيلمنامه ها... و مهمتر از همه ماجرای کشته شدن يکی از مامورهای امنيتيش بيرون کاخ مجللش:منٌت. و البته مراسم اعتراضی که برای جلوگيری از پخش کانک در يکی از شهرها به دليل صحبتهای شاهرخ درمورد شير مادر و .... صورت گرفته بود! داستان از اين قراره که وقتی از شاهرخ خواستن نظرش رو درباره ی افشاگری اخير در مورد وجود مواد کشنده در نوشابه ها بگه٬ شاهرخ با همون لحن شوخ و دوست داشتنی هميشگيش گفته "شايد ماموران بهداشت بايد سلامتی شير مادر رو هم آزمايش کنن!"
در عين حال سوپراستار بزرگ باليوود در شرايط سخت ديگه ای هم قرار گرفته: او به حدی رسيده که «شاهرخ٬ سفير تبليغاتی» داره جای «شاهرخ٬ بازيگر» رو ميگيره. امروز شاهرخ بزرگتر از فيلمهاشه٬ يا ميتونيم اينطوری بگيم که فيلمهاش بعنوان وسيله ی جلوبرنده ش بکار ميرن. و او اينو ميدونه. وقتی منتقدان سه خط از شش خط مطلبشون رو به تو اختصاص ميدن٬ تو ميدونی که وجود داری! ميدونی که براشون مهمی! از خيلی جهات ميشه گفت شاهرخ همرده ی ستاره ی بزرگ هاليوود٬ تام کروز٬ قرار داره. نقدهای زيادی عليه اين سوپراستار هاليوودی نوشته ميشه ولی هنوز هم تام کروز محبوبترين شخصيت سينمايی دنيا محسوب ميشه. همين شرايط برای کينگ خان خودمون هم وجود داره که از طرف يکی از مقامات انگليسی بهنوان "بزرگترين ستاره ی سينمايی دنيا" خطاب شد.
سوپراستار ۴۰ ساله الان موفقيت رو به شکل جديدی تعريف ميکنه. بعد از حضور ۱۶ ساله در ليگ برترينها٬ ستاره بودن ديگه فقط به معنای فروش فوق العاده در گيشه٬ مدالهای طلايی و دستمزدهای هنگفت نيست. امروز از نظر شاهرخ٬لذت در انجام کارهای کوچک بطور درست و کامل يا فقط همون انجام کارهاست: «من هيچوقت نمیدونستم موفقيت چيه٬ هيچوقت دنبالش نبودم. هيچوقت دنبال ثروت و مورد ستايش قرار گرفتن نبودم. از نظر من موفقيت يعنی کاری که مربوط به من هست رو اونطوری که ميخوام انجام بدم. برای من اوج موفقيت اينه که مردم کاراکتری رو که بازی ميکنم رو اونجوری که من بوجودش آوردم و بازيش کردم بفهمن و باهاش ارتباط برقرار کنن.»
کرينا کاپور شاهرخ رو مثل اِم اِف حسين (نقاش بزرگ هند) ميدونه و معتقده شاهرخ باعث ميشه صحنه ای که بازی ميکنه و همه کسانی که کنارش در اون صحنه هستن خوب به چشم بيان: "شاهرخ الان ديگه يه استاد حرفه ای در کارش شده. مثل ام اف حسين که اثر نهايی رو در نقاشيهاش ميذاره تا مثل «مخلوقهاش» به چشم بيان٬شاهرخ هم اين کارو در اجرای صحنه هاش ميکنه..."
با اينکه مد شده که همه از حرکات شاهرخ تقليد کنن: با لکنت حرف زدن٬ لبهای کلفت و غنچه ای٬ ابروهای پيچ در پيچ٬ چشمهايی که منبع خلق سيلاب اشک ميشن... واقعيت اينه که شاهرخ بدون اين ويژگيها شاهرخ نميشه!
اگه بخوايم فيلمهای اخيرش رو درنظر بگيريم٬ همه شون در رده ی +A قرار نميگيرن.... دوتا از فيلمهای پرهزينه ش٬ پهلی و سودس٬و حتی همين کاراکتر دو ساران در کانک خيلی مورد استقبال مردم قرار نگرفته.... بخصوص اينکه اکثريت مردم معتقدن در اين فيلم آبهيشک تاحد زيادی صحنه رو از شاهرخ ربوده٬ و بازهم اين شرايط سختی برای شاهرخ بوجود مياره.... اما چيزی که مهمه اينه که شاهرخ باز هم همون شاهرخی که بوده باقی ميمونه٬ او به مرحله ای رسيده که ديگه شکست يا موفقيت يه فيلم در گيشه موقعيتش رو تغيير نميده. او خودش هم تاييد ميکنه که ديگه قبل از اکران فيلمهاش مضطرب نيست: «نميدونم نگران هستم يا نيستم اما اضطراب ندارم. تقريبا قبل از اينکه فيلم اکران بشه ميتونم حدس بزنم با چه عکس العملی روبرو ميشه. هدف اينه که تعداد بيشتری از مردم رو راضی کرد٬ فقط همين.»
پريانکا چوپرا که در دون هم با شاهرخ همبازيه معتقده شاهرخ برای اين به اوج رسيده که هميشه خودش رو بعنوان يک کالا قبول داره: "دردرجه ی اول شاهرخ هيچ مخالفتی نداره که باهاش بعنوان يه جنس يا کالا برخورد کنن. حتی خودشم خودشو اينجوری قبول داره٬ اين جرات رو داره. برای همينه که فيلمهای ميان و ميرن ولی مردم هميشه اونو بعنوان يک جنس مرقوب و قابل اطمينان قبول دارن... فکر نميکنم هيچ بازيگر ديگه به همچين موقعيت و امتيازی دست پيدا کرده باشه. " امروز ارزش شاهرخ بعنوان يک سفير تبليغاتی بينظيره٬ اون برای هر فيلمی ۵ کرور(يک ميليارد تومن) دستمزد ميگيره. بهترين فرد برای تبليغ محصولات توليديه: از نوشابه و بيسکويت و صابون گرفته تا ماشينهای جذاب٬ کامپيوتر و ساعتهای مارک دار... براساس آمار روزنامه ی Economic Times شاهرخ در هر دقيقه ۲۴۷ روپيه درآمد داره! سال گذشته ۱۳ کرور(۲ ميليارد و ۶۰۰ ميليون تومن!!) فقط از طريق تبليغ پپسی٬ماشين سانترو و صابون لوکس درست آورد. و اينطور که ميگن قراردادش با شرکت امامی ۵ کرور در هرساله.
همچنين شاهرخ يک چهره ی بين الملليه. درسته که آميتاب بچن توسط بی بی سی بعنوان سوپراستار قرن توسط شناخته شد و آيشواريا هم شاهزاده ی بين المللی هنده٬ ولی شاهرخ خان شناخته شده ترين چهره ی هند در دنياست. محبوبيتش در کشورهای اروپايی مثل لهستان٬ فرانسه و آلمان غيرقابل مقايسه با بازيگران ديگه ست. اخيرا هم داستانی بود مبنی براينکه چطور حتی تام کروز هم مزه ی محبوبيت کينگ خان ما رو چشيد! ممکنه باور نکنيد ولی واقعا اين اتفاق افتاد! ۲۶ آوريل مراسم اکران ويژه ی ويرزارا در پاريس بود که همزمان بود با اکران ماموريت غيرممکن۳ که هردو در يک ساختمان انجام ميشد. تام کروز که برای اکران فيلمش به پاريس سفر کرده بود مجبور شد مدت ۲ ساعت معطل بشه و مراسم عقب افتاد برای اينکه طرفداران خيلی زياد شاهرخ محل رو ترک نميکردن!! از تام خواستن که در هتلش بمونه تا محل خلوت بشه ولی او ترجيح داد با بچه هاش ايزابل و کونور برای فرزند تازه بدنيا اومدش٬سوری٬ به خريد برن... و اين يعنی شاهرخ ما يه پله بالاتر از تام کروز بود! برای همينه که کارن جوهر با افتخار ميگه "همکاران من در پاريس ميگفتن وقتی ازدحام جمعيت رو در پاريس برای حضور شاهرخ ديدن فکر کردن الويس پريسلی دوباره متولد شده!" يا يک نمونه ديگه از محبوبيت جهانی شاهرخ اينه که در نوامبر ۲۰۰۵ شاهرخ يک متن درباره ی پهلی نوشت و در سايت اينتنت بلاگ قرار داد(اين آدرس وبلاگه: ) صدها نفر از طرفدارانش از خاورميانه تا يونان و آلمان در اين نوشته نظردادن و بااينکه شاهرخ به هيچکدوم از اين نظرها پاسخ نداده٬ حتی تا جون امسال هم مردم ميومدن و نامه ها و حرفهاشونو مينوشتن و به شاهرخ ابراز علاقه ميکردن به اين اميد که شايد خان اونا رو بخونه...
طرفداران دوآتيشه ی شاهرخ از همان روزهای اول بازيگريش بوجود اومدن٬ زمانيکه با همون اولين فيلمش٬ ديوانا٬ از نيمه ی دوم وارد فيلم شد و از نظر همه ی منتقدان پردل و جرات ترين تازه وارد سينمايی بود. نقشهای منفيش در درر٬بازيگر و انجام به همون اندازه مورد تقدير قرار گرفت که نقشهای رمانتيکش در ديلواله و کوچ کوچ مورد ستايش شد. شايد تماشاگران روحيه ی هميشه پيروزمندانه ی کينگ خان رو حس کردن٬ مردی که هميشه برای پيروزی ميجنگه. سوشميتا سن درموردش ميگه که او هميشه قبل از خواب يه دعای زيبا ميکنه که لُب کلام پيروزيهای مداوم اونه: "پيروزی برای شاهرخ يه چيز زودگذر نيست. برای او هر لحظه از زندگی برای اينه که پيروز بشی و سرپا بمونی. او هيچوقت نيمخواد که قربانی باشه. شما هيچوقت نميتونی از روی ظاهرش بهش ارزش بدی برای اينکه فکر و ذهنش شگفت زده تون مکينه...."
اين جسارت و جرات خالص و بی ريا٬ قدرت بقا و مقاومت ذاتی٬ انرژی و روحيه ی بالای تلاشگری و سخت کوشيه که از شاهرخ يه سفير بادوام و پايدار ساخته و باعث شده ما بعنوان يک ملت روش تعصب داشته باشيم... هرچه بيشتر ازش ميگيريم٬ بيشتر طلب ميکنيم! تا حالا او دردسترس ترين ستاره بوده٬همه ميدونن که او تندوری چيکِن(مرغ سخاری) و پپسی دوست داره و ديوانه ی بازيهای کامپيوتريه. و بازهم چيزهای بيشتری ميخوايم.... برای همينه که سه تا کتاب داره درمورد او و داستانش نوشته ميشه.... کتاب مشتاق شيخ٬ Still Reading Khan(SRK)٬ کتاب آنوپاما چوپرا و کتابی که خود شاهرخ درمورد زندگيش مينويسه به نام بيست سال يک دهه (Twenty Years of a Decade).
از نظر شغلی او همچنان در صدره. شرکت فيلمسازيش٬ Red Chillies ٬ داره خودشو برای فيلم فرح خان٬اُم شانتی اُم٬ آماده ميکنه. بعد از اکران دون در ديوالی٬ او رو در فيلم ياش راج به اسم ChakDe India خواهيم ديد. طبيعتا فيلم بعدی کارن جوهر رو هم اضافه کنيد. درحاليکه دنيا درباره ی او حرف ميزنه٬ خود خان در آرامش از موقعيتش لذت ميبره... «يه روز خوب برای من ۱۴ ساعت کار مداوم هست. از لحظه ای که بيدار ميشم تا لحشه ای که به خونه برگردم٬ هدف فقط اينه که برم و تلاش کنم و چيزی که ميخوام رو به نحو احسن بدست بيارم» ... و برای همينه که تا حالا هم همه چيز رو به نحو احسن بدست آورده....
منم اضافه کنم که به نظرم يکی از مهمترين دلايل موفقيت دائمی شاهرخ اينه که هيچوقت خودشو برتر از ديگران ندونسته٬ هيچوقت قدرت طلب نبوده٬ هيچوقت برای مطرح شدن خودش ديگران رو زير سوال نبرده. برای پيروزی به پررنگ کردن تواناييهای خودش تکيه کرده نه کمرنگ کردن تواناييهای ديگران! و اينو فهميده و درک کرده که اين دنيا اينقدر بزرگ هست که توش برای همه به اندازه ی کافی جا باشه٬ لازم نيست جای ديگرانو تنگ کنه تا جای خودش گشاد بشه!












|
نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386 |
نوشته شده توسط مهدی میلان 

































